حسرت تو
حسرت تو را هنوز با خود دارم
بی هیچ کم و کاستی
هنوز براین خیالم
که می شود دوباره تو را نوشت
چه بر کاغذ کاهی
چه برگ سفید آ ۴
با مداد یا خودکار آبی بیک
با زغال بروی دیوار همسایه
بر دل
یا...
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط کریم عظیمی ججین
|
تو را به خطا نمایش خوانده اند.